دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان

181

مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )

است كه گرفتار اسباب‌اند . پس كسى شايستهء عنوان توكل است كه نه حتى با ديدن درنده‌ترين وحشى يا با ديدن بدخوىترين دشمن ، ترسى به دل راه دهد و نه براى به دست آوردن روزى يا براى درمان بيمارى خويش بكوشد . « 1 » از ديدگاه نگارنده چنين نگرشى يكى از بزرگ‌ترين ضربه‌هايى است كه زير نفوذ فرهنگ ملت‌هاى به اسلام درآمده ، بر عقل و انديشهء مسلمانان وارد آمد و نوعى سستى در پى آورد و با گذاردن فضيلتى به نام توكل در جايى كه بايسته و شايسته‌اش نبود گونه‌اى رويگردانى از اسباب سلامت ، نيرومندى ، پيشرفت و پيروزى را به دنبال داشت . اين برداشت نادرست درگذر زمان به بيمارىاى مزمن بدل گشت كه درمانى فراروى نمىديد و طبيبان از درمانش نوميد شده بودند ، مگر آنكه در اين ميان كسانى به خواست خداوند برخيزند و به ريسمان كتاب و سنت درست او درآويزند و بر اين يقين باشند كه حق با همهء هستى خود و با همهء جلوه‌هاى خود در آموزه‌هاى همين كتاب و سنت است ، مشروط به آنكه فهم درستى از آنها حاصل آيد - با اميد به خداوند . خوب است به ماجرايى اشاره كنم كه در آن ، مردى به امام احمد بن حنبل گفت قصد دارد با توكل بر خداوند بدون زاد و توشه از عراق راهى مكه شود . امام احمد بن حنبل به او گفت : پس بدون همراه با كاروان حاجيان روانه شود . پاسخ داد : نمىتوانم . احمد گفت : پس تو بر خداوند توكل نكرده‌اى ، بلكه بر زاد و توشهء مردمان توكل ورزيده‌اى . به هر روى ، ديگر بار به سخن ابن حجر بازمىگرديم كه در اين مقوله چنين جمع‌بندى مىكند : حق آن است كه هركس به خدا توكل داشته و بر اين يقين باشد كه تقدير الهى دربارهء او تحقق خواهد يافت ، سروكار داشتن با اسباب و همگرايى با آنها به پيروى از سنت خدا و سنت

--> ( 1 ) . ر . ك : ابن حجر ، فتح البارى ، ج 10 ، ص 212 - م .